Farah Notash

می رسداز راه فرخنده

فرح نوتاش

وین مارس 2015

 پاشید خون سرخی سیال

بر هلال صاف سپیده و صبح

بهت... حیرت و سپس

فروریزش دیوار قطور سکوت

با انفجار کوبش طبل ها

و یورش زرین آوای شیپور ها

می رسد از راه فرخنده

به خاک و خون ...

 چهره و گیسو آلوده

نیست در چشمان او اشگی

لیک با حیرت ... بر حیله و تهمت

خشونت ...  بربریت

چه سهمگین است ... عزم رزمش

 

منم فرخنده ... دخت افغان

به عزم رزم ...

پرچمدار نهضتی هستم اکنون به جهان

علیه جهل و ظلمت... اهرم امپریالیسم

علیه لشگراوباش ...ملایان ... سر سپردگان

با من اید یا نه

طبل ها کوبان

فریاد پر خروش خشم شیپور

در عزا نه ... بلکه تولد

 

هدیۀ ام ... شور جوانی

هدیه ام  عمرم ... زندگانی

با من اید... یا نه

 

نیست در چشمان او اشگی...

لیک با نگاهش ... می زند صد تازیانه

بر حامیان ... اوباش و اراذل

جهل و ظلمت

صامتان... تنها گذاران...عابدان پول

و می گوید ... روز نو  

با لباس پاک رزم ... همراهم  شوید

 

 می خیزد با صبح و سپیده

طبل ها کوبان

شفای رنج  سال های درد

کنون فریاد شیپوران

جهان با ر دگر از شور می لرزد

پایان خاموشی ست

به آخر شد وحشت و سستی

نهضت اینجاست... مرد و زن اینجا

فرخنده ها این  جا... پرچم ما

 تصویرچهرۀ خونین فرخنده

تیر ها می گردد رها ... از کمان هفت رنگ

زیرو رویی  ست این تغییر

مبارک باد...  نهضت فرخندۀ ما

 

طبل ها کوبان

خون چرکین هیولا می دود

بر معبر ومنبر

به بیرق های  سرخ ... آبی

راه راه وپر ستاره ظربدر 

فرو می ریزد اینک

قصرهای سلطۀ افیون

با طنین تند و برا و طلایی

 بر خاسته از سینۀ پرخشم شیپور

اکنون ... می میرد هیولا   

ومی رقصد نهضت... بر خاکستر گور

 

و عطر جان افزا... همراه نسیم  

می رسد از نارنجستان های پیروزی

و می زداید ... غبار غم

ز جان عاشقان نور

مبارک باد بر ما خیزش ما

که ما پیروز مندانیم

 

www.farah-notash.com          Book 7          

Womens-power.farah-notash.com