Farah Notash

زنده باد یوگسلاوی

زاری مکن مادرم

عهد می بندم که ... سابق را

از جلوی نام تو پاک کنم

سالیانی در شرمندگی سپری شده

و قلب تو ... همچنان از درد غرقه بخون است

 

این هجده سال

از شروع دربدری هایمان

از بی خانمانی و سرگردانی هایمان

 

این 18 سال

از حملۀ ناتو علیه ما

از پایان غم انگیز ش ... تقسیمات

رویش دیوار های جدایی

و بدبختی های ممتد... کشیده تا امروز

تحت ستمی وحشتناک

 

نه مادرم...

هیچ چیز نمی تواند ما را از هم جدا کند

هیچ چیز نمی تواند ما را منحرف کند

از گذشته هایمان... از تاریخ مان

و از تمدنمان

 

عشق ما... ترانه های ما ... دلیریهای ما

شرافت و افتخار ما

تمجید ها و تحسین های ما...

از یک ریشه می روید

و از یک فرهنگ بر می خیزد

 

مبارزات ما ...

برای عدالت ... حقوق انسانی

و برای آزادی

همگی در یک جبهه بوده

 

ما یک سرود را

زیر یک پرچم خوانده ایم

زندگی مان را برای نجات یک مرز ...

پیرامون سرزمین یک ملت

وقف کرده ایم

 

ملودی عشق ما

زیر آسمان ستاره باران شبها

چه با شکوه بوده

و رقصیدن به آهنگ تند موسیقی های محلی

چه نشاط آور...

 

دیگر آه نکش مادرم

دیگر اشگ مریز مادرم

 

حال ... همه چیز روشن شده است

که چه سان بدبختی ها ... همه آغاز شدند

همانند فتنۀ ناتو در اوکراین

آورندۀ سعادتی بس نحس ... و مزورانه !

 

 

دست هایمان بهم می رسند

 

وصداهایمان حاوی وحدت

وحدت ده کشور...ده خواهر و برادر

زیر یک پرچم... در یک سر زمین

 

و ما همه با هم

علیه ناتو ... فریاد می زنیم

 

زنده باد یو گسلاوی

زنده باد یوگسلاوی

 

فرح نوتاش

وین 24 مارس 2017

کتاب 7

www.farah-notash .com